تبليغاتX
برابرخواه

برابرخواه

6 خرداد 1388 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری - امروز جلوه جواهری فعال کمپین یک میلیون امضا را اززندان اوین به دادگاه انقلاب و شعبه یک دادیاری امنیت آقای حیدری فرد بردند. مینا جعفری یکی از وکلای او نیز حضورداشت اما با وجود قبول وکالت نامه وی اجازه حضوردر جلسه دادیاری را به وی ندادند.

طبق گفته مینا جعفری به نقل از جلوه جواهری اقدام عليه امنيت از طريق عضويت در كمپين يك ميليون امضا، و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور رابه او تفهیم کرده اند که البته وی این اتهامات را نپذیرفته است. وی گفت اخرین دفاع نیز از موکل من گرفته شد.

پس از تفهیم اتهام او را با قرار بازداشت به اوین برگرداندند.

امروز با آنکه مادر جلوه شکوائیه دخترش به رئیس قوه قضائیه را به دفتر آقای شاهرودي برد از او نگرفتند وبه او گفتند بايد مهر و امضاي اوين را داشته باشد.

پدر ومادر کاوه مظفری نیز شکوائیه خود را هم به دفتر آقای آوایی رئیس دادگستری استان تهران بردند اما در آنجا هم به آنها گفته شد که می توانند برای ملاقات مردمی هفته آینده به دادگستری بروند و نامه را قبول نکردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/07ساعت 11:52  توسط مریم مالک  | 

6 خرداد 1388 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری:الناز انصاری - یکی از اولین دغدغه های کمپین در آغاز حرکت جمع آوری یک میلیون امضا، برای تغییر قوانین تبعیض آمیز این بود که مبادا این حرکت با منع قانونی مواجه شود. بعد از مشورت با حقوقدانان ایرانی اعضای این حرکت یقین یافتند، جمع آوری امضا به هر شکل و به هر عنوان طبق قانون جرم نیست.

خواست تغییر قانون به شیوه جمع آوری امضا از شهروندان با آنکه غیرقانونی نبود، بهانه ای برای بازداشت ده ها نفر از کنشگران کمپین شد. عده ای از این افراد تبرئه شدند و عده ای احکام تعلیقی زندان گرفتند. تاکنون بیشتر اتهامات کمپینی ها مشمول ماده 500 می شد که اشد آن برای پرستو الهیاری(یک سال تعزیری ) صادر شد، اما اکنون ماده 499 نیز به آنها اضافه شده است.

طی هقته های اخیر، مریم مالک و خدیجه مقدم متهم به اقدام علیه امنیت کشور از طریق عضویت در کمپین شدند و اکنون یکی از اتهامات جلوه جواهری هم عضویت در کمپین قید شده است. و همه اینها در حالی است که در حکمی که پیش از این در تبرئه دو فعال کمپین صادر شده بود، به صراحت عنوان شده بود که جمع آوری برای تغییر قانون دقیقا مشابه جمع آوری امضا برای درخواست ترمیم آسفالت خیابان ها است و جرم محسوب نمی شود.

حقوقدانان نیز همچنان اعتقاد دارند که حرکت کمپین یک میلیون امضا کاملا قانونی است. هوشنگ پوربابایی، عضو کانون مدافعان حقوق بشر در گفت و گو با سایت تغییربرای برابری دلایل رد این اتهام را برشمرده و تاکید می کند که عضویت و فعالیت در کمپین هیچ منع قانونی ندارد.

او می گوید، اثبات جرم مشروط به اتفاق سه رکن است، که اولین رکن این است که جرم عنصر قانونی داشته باشد. یعنی در مورد فعالیت در کمپین قانونگذار باید رسما اعلام کند فعالیت در کمپین یک میلیون امضا و یا هر فعالیت مدنی دیگری جرم است. تا کنون قانونگذار چنین قانونی وضع نکرده است. پس اولین رکن در مورد این اتهام وجود ندارد. عناصر مادی و معنوی (دو رکن دیگر برای اثبات جرم) نیز درباره فعالین کمپین وجود ندارد.

پوربابایی همچنین فعالیت تبلیغی علیه نظام را (ماده 500) شامل فعالین کمپین نمی داند و تاکید می کند: طرح اتهام بر اساس ماده 500 قانون مجازات اسلامی نیز که فعالیت تبلیغی علیه نظام را جرم می داند، اتهامی نیست که در مورد فعالین کمپین مصداق داشته باشد. در قانون "نظام" به منزله کلیت نظام سیاسی است. یعنی اگر فردی علیه رئیس جمهور نیز فعالیت تبلیغی کند، مشمول این ماده نمی شود. این اتهام زمانی می تواند وارد باشد که آن فرد یا جریانی که متهم به این اقدام شده است، رسما هدف براندازی نظام را داشته باشد و برای رسیدن به هدف نیز از رسانه ها برای این نظر خود تبلیغ کند. در هر صورت این اتهام به کمپین وارد نیست. نیمی از جامعه کشور ما که زنان هستند، خواهان تغییر قوانین تبعیض آمیز هستند. آنها بارها اعلام کرده اند برانداز نظام نیستند و از وکلای انتخابی خود در مجلس می خواهند این قوانین را از راه های قانونی تغییر دهند. این کار کاملا قانونی است.

به زعم آقای پوربابایی طرح مطالبه تغییر قانون نه تنها جرم نیست، بلکه موافق اصل قانون اساسی است.

اتهام عضویت در کمپین یک میلیون امضا، آخرین واکنش دستگاه قضایی نسبت به فعالیت در کمپین یک میلیون امضاست. پیش از این بیشتر پرونده ها با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی باز می شدند. اتهامات تازه علیه کنشگران کمپین یک میلیون امضا و اکنون کمپینی های بازداشت شده اول ماه می از آن دست برخوردهایی است که دامنه آن تا میهمانان عید دیدنی هم گسترده شد. گویا سهم کمپین از فضای انتخابات زندان و احکامی است که بر مبنای اتهام تازه ای صادر می شوند که می تواند مشمول بخش اعظمی از فعالان جنبش زنان و دیگر فعالان مدنی شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/07ساعت 11:51  توسط مریم مالک  | 

رابطه کمپین یک میلیون امضا با همگرایی بخشی از فعالان جنبش زنان

 

1 خرداد 1388 - پروین اردلان - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری - اکنون يک ماه از آغاز به کار ائتلاف برخی از فعالان و گروه های جنبش زنان به نام «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» می گذرد. آنچه مرا وادار به نوشتن در اين باره کرده، بیان نقد و نظراتم درباره این ائتلاف و دلایل عدم شرکتم در آن نیست که در نوشته ای ديگر به آن خواهم پرداخت، بلکه ضرورت شفاف کردن رابطه کمپین یک میلیون امضا با این ائتلاف، فارغ از مخالفت یا موافقتم با آن است.

آنچه برای من به عنوان یکی از فعالان جنبش زنان در کمپین یک میلیون امضا پرسش برانگيز است و مبهم؛ چگونگی رابطه بین کمپین و همگرایی از منظر تدوین کنندگان و آغازگران این همگرایی است . چرا که دعوت کنندگان به این همگرایی گوئی به عمد یا سهو کوشیده اند کمپین را به «این همانی» با همگرایی، یا نوعی انتقال فاز «از کمپین به همگرایی» و يا «گروه و دسته و تشکیلات کمپین در همگرایی» تقلیل دهند. توجه علاقه مندان را به مصداق هایی از این دست جلب می کنم.

کمپین در همگرایی

در نخستین نشست مطبوعاتی همگرایی خانم پروین بختیار نژاد در گزارشی که از این نشست در نشریه اینترنتی روزآنلاین می دهد می نویسد:« فرزانه طاهري ... به نمايندگي از کمپين يک ميليون امضا، پيوستن به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان را خواسته ‏ي جدي جنبش زنان اعلام کرد.‏» [1]

پرسش : مگر کمپین تشکل و گروه است که بخواهد نماینده تعیین کند؟

خانم مریم محمدی خبرنگار رادیو زمانه در گفتگو با شهلا لاهیجی از وی می پرسد :«خانم لاهیجی، در بین سازمان‏ها و نهادهای امضا کننده‏ی بیانیه، نام «کمپین یک میلیون امضا در قم»، دیده می‏شود و اسم کمپین به طور کلی در این‏جا نیست. آیا این به این معنا است که «کمپین یک میلیون امضا» در کلیت خود، مدافع این بیانیه نیست؟» و خانم لاهیجی در پاسخ می گوید:« نه، اعضای کمپین تهران هم همه بودند. ممکن است اسم آن‏ها از قلم افتاده باشد. ولی همه‏ی اعضای آن حاضر بودند. احتمالاً بعداً اسم آن‏ها هم خواهد بود.» [2]

پرسش اينجاست : آیا همه اعضای کمپین به حاضران در جلسه همگرایی محدود هستند؟ از این منظر کمپین یک گروه حقیقی است یا شخص حقیقی ؟

این ماجرا بازهم ادامه می یابد خانم مینو مرتاضی نیز در گفتگو با رادیو فردا در پاسخ به طرف مباحثه خانم شفیق می گوید:«محدود کردن جنبش زنان به جنبش کمپین و محدود کردن مطالبات آن به یک مطالبه، تقلیل‌گرایی جنبش زنان است. به علاوه سردمداران کمپین این را امضا کرده‌اند و مطالبات حداقلی و حداکثری‌شان هم لغو کلیه اشکال تبعیض است ...» [3]

پرسش اينجاست: آیا برخی از نخستین امضا کنندگان بیانیه کمپین یا به تعبیر خانم مرتاضی سردمداران کمپین ، حق آب و گل و تعمیم دادن نظرات خود را به کل کمپین دارند؟ مگر کمپین حزب سیاسی است که پیرو نظر سردمدارانش آن هم در ائتلاف دیگری با هدف دیگری غیر از کمپین صاحب نظر کمپین باشند؟

بعد هم قیاس دو حرکت کمپین و همگرایی با تقلیل کمپین به یک «مطالبه در جنبش زنان» بدون در نظر گرفتن رابطه دو حرکت، جنس مطالبه و روش دستیابی به مطالبات، ساده انگاری سیاسی از آن نوعی است که هرچه مطالبه را «حداکثری تر» بداند، باید «مهم تر» و «سیاسی تر» باشد.

جالب تر از همه اظهارات منصوره شجاعی از دعوت کنندگان به این ائتلاف است. او در گفتگو با برنامه زن امروز /صدای امریکا با اشاره به تجمع 1384 در برابر دانشگاه تهران و در فضای انتخاباتی – و با پرش از روی 22 خرداد 1385 - نتیجه می گیرد که حاصل آن تجمع و استفاده از عرصه انتخاباتی، تولد کمپین یک میلیون امضا و حاصل کمپین یاد گرفتن فعالیت مدنی برای خواست مطالبات از کانال های مردمی و مخاطب قرار دادن دستگاه های قانون گذار شد...

وی با این مقدمه ادامه می دهد: «حرکت کمپین جنبش زنان را آماده می کرد برای این که خودش را به سمت و سوی مطالباتش آزموده کند. وقتی این فضای انتخابات پیش آمد گروه هایی از جنبش زنان به این فکر افتادند که با توجه به فشارهایی که در این دوران 4 سال بر فعالان کمپین آمده است، با توجه به دستگیری ها و فشارها، حالا باید یک حرکت جدید را رو کنیم و یک تاکتیک جدید را . حالا مطالباتمان را با یک تاکتیک جدید و هوشیاری جدید مطرح کنیم. ما وارد تبلیغ انتخاباتی نشدیم که نهایتا پشت موسوی یا کروبی قرار بگیریم... ما از فضایی استفاده کردیم که مطالبتمان را مطرح کنیم. فضایی که همه نیروهای اجتماعی در آن حساس هستند وقتی حساس می شوند پیام را می گیرند و وقتی تمام بچه های ما تحت فشارند باید راه های جدید برای بحث مطالبات مان پیدا کنیم ...» [4]

پرسش اين است : آیا به تعبیر وی بايد بپذيريم که همگرائی دنباله کمپين يک ميليون امضاست ؟ باید از همگرایی ممنون هم باشیم که به خاطر «بچه هایی که تحت فشارند» به طرح مطالبات از کاندیداها می پردازند و لابد «به نمایندگی» از کمپین؟

کمپین گروه و حزب و دسته و تشکیلات نیست

کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز همان طور که از اسم آن بر می آید حرکتی است مطالبه محور برای طرح مطالبات حقوقی مشخص و تلاش برای تغییر این قوانین از طریق جمع آوری آمضا و ارتباط چهره به چهره. امضا کنندگان آغازین اين کمپين که من هم در زمره آنان بودم 54 نفر بودند با گرایش های گوناگون فکری و عقیدیتی و سیاسی نه گروه و حزب و دسته و رده و ...، آنها فقط آغازگران و یا بنیانگذاران این حرکت بودند ونه صاحبان و متولیان آن. شاید پیش بینی گسترش این تلاش افقی آن هم در جامعه مردسالار و تمامیت خواهی که تمامی شریان های تنفسی فرهنگ، قانون و مناسبات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را اشغال کرده – آن هم در شرایطی که عمر روزنامه ها از انتشار تا توقیف به یک روز هم نمی رسد - چندان آسان نمی نمود؛ و نه برای فعالان جنبش زنان و نه برای دستگاه اطلاعاتی امنیتی، انتظار دوام آن نمی رفت. اما دوام آورد و راه خود بازنمود.

اما تلاش برای تقلیل کمپین یک میلیون امضا به گروه و ایجاد ساختار نمایندگی و تصمیم سازی برای آن، تاکنون به شکل های گوناگون از سوی برخی از فعالان کمپین مطرح شده است.وقتی کمپين جایزه سیمون دوبووار را از آن خود کرد نمی دانستيم چه کسی را برای دریافت آن بفرستیم و برای دریافت یا عدم دریافت مبلغ نقدی جايزه چه تصمیمی بگیریم . اين پرسش مطرح شد که اساسا برای تصمیم گیری در کمپین چه کنیم. به زعم برخی باید برای دريافت جایزه مان ساختار تصمیم گیری می ساختیم! فرصتی طلایی برای سازمان سازی از کمیپن!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/03ساعت 13:17  توسط مریم مالک  | 

29 اردیبهشت 1388 - - نسخه قابل چاپ

رادیو فردا - «بنياد بين‌المللی رسانه‌های زنان»، «جايزه شجاعت در روزنامه‌نگاری» در سال ۲۰۰۹ ميلادی را به ژيلا بنی‌يعقوب، روزنامه نگار ايرانی اهدا کرد.

اين بنياد اعلام کرد که «گزارش‌های خانم بنی يعقوب در مورد موضوعات حساس سياسی و اجتماعی بارها موجب زندانی شدن وی شده است.»

«ايرينا کاليپ» از بلاروس و «اگنس تايل» از کامرون، از جمله ديگر برندگان «جايزه شجاعت در روزنامه‌نگاری» اين بنياد هستند.

جودی وود راف، مدير «جايزه شجاعت در روزنامه‌نگاری» اين بنياد، با اعلام اسامی برندگان در سال ۲۰۰۹ افزود: «اين روزنامه‌نگاران که در حرفه خود فوق‌العاده هستند، کار گزارش خبر از کشورهايی را به عنوان حرفه خود برگزيدند که جستجوی حقيقت در اين کشورها با خطر بازداشت،حمله و و حتی مرگ همراه است. با اين همه اين روزنامه نگاران شجاع سال‌های بسياری زندگی و معاش خود را در مخاطره انداختند تا با گزارش‌های خود بر زوايای تاريک زنگانی مردمان خود روشنايی ببخشند و ذهن مار را نيز روشن کنند.»

در بيانيه «بنياد بين‌المللی رسانه‌های زنان» در معرفی خانم بنی‌يعقوب آمده است که اين روزنامه‌نگار مستقل، سردبير وب‌سايت کانون زنان ايرانی بوده و در «دشوارترين شرايط برای يک روزنامه‌نگار و يک زن کار خود را پی گرفته است.»

اين بيانيه می افزايد که «اين روزنامه‌نگار ايرانی از سانسور گزارش‌های خود سرباز زده و به همين دليل بارها از کار بی کار شده است.» خانم بنی‌يعقوب گزارش‌هايی نيز در مورد زندگی زنان و پناهجويان در زمان جنگ در منطقه خاورميانه نوشته است.

چهار سال پيش نيز، شهلا شرکت، روزنامه نگار ايرانی و مدير مسئول ماهنامه زنان، اين جايزه را از آن خود کرد. تاکنون ۶۶ روزنامه‌نگار موفق به دريافت جايزه «شجاعت در روزنامه‌نگاری» شده‌اند.

«بنياد بين المللی رسانه های زنان» در سال ۱۹۹۰ ميلادی در واشينگتن، پايتخت آمريکا، توسط گروهی از زنان خبرنگار، بنيادگذاری شد.

در سايت اين بنياد آمده است که هدف اصلی اين نهاد تقويت حضور زنان خبرنگار در رسانه های خبری جهان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/30ساعت 14:16  توسط مریم مالک  | 

 30 اردیبهشت 1388 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری- عصر روز گذشته بیست و نهم اردی بهشت، چهار نفر دیگر از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگر آزاد شدند.

طاها ولی زاده از فعالین کمپین یک میلیون امضا، به همراه عیسی عابدینی و ابوذر خادمی با تودیع 50 میلیون تومان کفالت و علی پیری بدون تودیع کفالت از زندان اوین آزاد شدند. با آزادی این افراد ، نزدیک به 70 تن دیگر از فعالین کارگری که در مراسم پارک لاله بازداشت شده اند و همچنین پوریا پورشتاره، کاوه مظفری، جلوه جواهری و امیر یعقوبعلی از فعالان کمپین یک میلیون امضا نیز همچنان در بازداشت به سر می برند.

خانواده های فعالین کارگری که طی بیست روز گذشته هر روز برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان به دادگاه انقلاب مراجعه کرده اند می گویند مسئولان دادگاه انقلاب وعده داده اند که بیشتر این افراد تا دوشنبه ی آینده به تدریج آزاد خواهند شد. بسیاری از این خانواده ها هر روز از راه های دور و شهرهای مختلف و با تحمل مشکلات فراوان به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و در انتظار پاسخی از سوی مسئولان دادگاه انقلاب هستند. از جمله ی این افراد زن مسنی است که می گوید:" شوهرم سکته ی قلبی کرده است و بالای 70 سال سن دارد و هیچ خبری از او ندارم. همه ما مستاجر هستیم و کسانی که بازداشت شده اند سرپرست خانواده های ما هستند و در معیشت خود دچار مشکل شده ایم و انتظار داریم مسئولان به سوالات ما پاسخ دهند اما تا کنون به جز در یک مورد موفق به ملاقات با قاضی پرونده ی بازداشت شدگان نشده ایم".

نیکزاد زنگنه، از بازداشت شدگان روز کارگر که یک روز پس از آزادی به دادگاه انقلاب فراخوانده شده بود نیز به تغییر برای برابری گفت: "در این جلسه کوتاه رسیدگی، قاضی حیدری فرد اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبانی برای شرکت در تجمع به قصد براندازی نظام را به من تفهیم کرد. و من هیچ یک از اتهامات فوق را نپذیرفتم چرا که در زمان بازداشتم هیچ تجمعی شکل نگرفته بود و درگیری توسط نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی شروع شد".

این فعال کمپین که بدون حضور وکیل در این جلسه ی بازپرسی شرکت کرده است اضافه می کند: " در طی دوران بازداشت بیشتر در خصوص فعالیتم در کمپین بازجویی شدم که با دلیل بازداشتم هیچ ارتباطی نداشت و آخرین جلسه ی بازجویی بیش از 6 ساعت طول کشید. بازجوها با برخی افراد برخوردهای تندی داشتند که در یک مورد یکی از بازداشت شدگان را نیز مورد ضرب و شتم قرار دادند".

گفتنی است چند روز پیش و در پی پافشاری خانواده ها، سرانجام مسئولان دادگاه انقلاب اسامی 35 نفر از بازداشت شدگان را اعلام کرده و وعده دادند که این افراد ظرف چند روز با تودیع کفالت و فیش حقوقی آزاد خواهند شد اما در روز اول فقط تنها زنان- به جز جلوه جواهری- آزاد شدند و روز بعد ازآن چند تن از مردان آزاد شدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/30ساعت 14:15  توسط مریم مالک  | 

تغییر برای برابری – به رغم پافشاری خانواده ها برای دیدار با سخنگوی قوه قضائیه، این دیدار انجام نشد. خانواده ها با نوشتن نامه هایی به کمیسیون های اصل نود و امنیت ملی به اعتراض خود ادامه دادند، همچنین دادگاه انقلاب نیز به خانواده های زندانیان اعلام کرده است زنان بازداشت شده با ارائه فیش حقوقی آزاد خواهند شد،اما خانواده ها نسبت به ضمانت اجرایی این گفته تردید دارند.

حضور خانواده ها در برابر دفتر سخنگوی قوه قضائیه

از ساعت 8 صبح امروز 22 اردیبهشت ماه حدود 25 نفر از اعضای خانواده های بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به دفتر سخنگوی قوه قضائیه رفته تا ضمن ملاقات با آقای جمشیدی، پی گیر نامه ای شوند که هفته گذشته برای دادخواهی خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشته و به دفتر سخنگوی این قوه تحوبل داده بودند، اما آنها نه تنها موفق به دیدار با سخنگوی قوه قضائیه نشدند بلکه از برخوردی که با آنان شده بود نیز گله مند بودند.

پدر کاوه مظفری دانشجو و فعال حقوق زنان، که تا ساعت 11 صبح در انتظار ملاقات بوده است می گوید : «از ساعت 8 صبح منتظرماندیم تا ایشان بیاید بعد در بالا را به ما نشان دادند گفتند بروید آنجا منتظر بمانید و نهایتا گفتند امروز نمی آید، اما معلوم شد ایشان از در پایین وارد ساختمان شده اند. » آقای مظفری همچنین اشاره کرد روز گذشته نیز برخی خانواده ها به دیدن آقای فیروزی رئیس دادگاه انقلاب رفته بودند و ایشان هم در پاسخ گفتند برای پیگیری باید به دادسرای امنیت مراجعه شود، چون این مشکل ربطی به وی ندارد.

مهناز بردبار مادر علی رضا فیروزی دانشجو، که به شدت عصبانی است با گریه و فریاد به این که پاسخی نمی گیرد معترض است . او می گوید هفته پیش پسرم مثل سال های گذشته برای شرکت در جلسه نجوم به پارک لاله رفته بود و نمی دانسته که امسال محل جلسه پارک ملت است. علی رضا را ظهر و ساعت ها قبل از همایش روز کارگر در پارک گرفته بودند. همان شب هم ماموران او را آوردند و کیس کامپیوتر برادرش را هم بردند. او را یک بار دیگر نیز در ماجرای دانشگاه زنجان اذیت کردند و حالا هم بدون هیچ توضیحی نگه داشته اند و وقتی پی گیری کردم گفتند پرونده اش زیر دست آقای حداد و سیاسی است. پسر من رشته اش فیزیک هست و اصلا کارش نجوم هست چرا برای او پرونده سازی می کنند؟ من دیگر خسته شده ام، مدام می گویند سکوت کنید. آخر تا کی ؟»

پدرو مادر طه ولی زاده دانشجو و فعال حقوق زنان نیز با عصبانیت از برخوردها انتقاد دارند. مادر او می گوید :« هر جا می رویم به در بسته می خوریم . هیچ کس به فریاد ما نمی رسد. من اشتباه کردم که به پسرم یاد دادم که با ادب باشد و راه درست را انتخاب کند. من دیگر سکوت نمی کنم، ظاهرا از سکوت ما به نفع خود استفاده می کنند. بچه ای که هرلحظه می دانستم کجاست اکنون نمی دانم در این چند روز کجاست و چه می کند و با او چه می کنند؟» پدر طاها نیز می گوید : «هیچ کس حرف راست نمی زند. حتی در مورد بودن یا نبودن آقای جمشیدی چندبار به ما اطلاعات دروغ دادند وگفتند بعد از کنفرانس مطبوعاتی به دفترشان می آیند، جای ما را عوض کردند، با زنجیر جدایمان کردند و حالا می فهمیم که آقای جمشیدی از راه دیگری وارد دفترش شده است درحالیکه این ها گفتند امروز نمی آید»

مادر امیریعقوبعلی دانشجو نیز می گوید:« متاسفانه انگار به شعور ما توهین شده است. گفتند بیایید بالا رفتیم بالا .آنجا ما را نگه داشتند وبعدایشان رفتند داخل . آخر هم به ما گفتند بروید سه شنبه بیایید. من می خواهم بدانم مگر چه می شود که 5 دقیقه با والدین صحبت کنند ؟»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/23ساعت 9:39  توسط مریم مالک  | 

تغییربرای برابری - بر اساس احضاریه ای که بيستم اردیبهشت برای مریم مالک از اعضای کمپین یک میلیون امضاء با عنوان" ادامه تحقیقات " و با وقت " به محض روئت " از دادیاری امنیت آمده بود ، صبح بيست و يكم مریم مالک به همراه وکیل خود به دادگاه امنیت انقلاب مراجعه کرد اما به وکیل وی اجازه ندادند با وی همراه شود. تحقیقات را نیز کارشناسانی از وزارت اطلاعات ، غیر از دادیار مربوطه - از مریم مالک به عمل آوردند.

مریم مالک درباره جلسه بازجویی گفت : " سئوالات نامربوط به اتهام من بودند، و هیچ کدام از سئوالات را قبول نکردم. علیرغم اینکه برای بازگرداندن وسایلم درخواست داده بودم وسایلم را به من استرداد نکردند. گوشی موبایل را که از دستم گرفته بودند و لب تاپ و سی دی ها و کتاب و جزوات را هنوز استرداد نکرده اند ." ماموران امنیتی هنگام دادن احضاریه به مریم مالک خانه آنها را نیز تفتیش کرده و کامپیوتر شخصی، جزوه های درسی و لوازم دیگری را ضبط کرده بودند .

مریم مالك روز شنبه 5 اردیبهشت پیرو احضاریه ای که دریافت کرده بود به دادگاه انقلاب مراجعه کرد و از انجا به بازداشتگاه وزرا و پس از یک شب با قرار وثیقه به زندان اوین منتقل شد. اتهام مریم مالک اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام و عضویت در کمپین یک میلیون امضا ذکر شده بود. درپی مراجعه مادران کمپینی به قوه قضائیه و ارائه نامه ای مبنی بر اعتراض به برخوردهای صورت گرفته با اعضا کمپین، قراروثیقه 20 میلیونی مریم به کفالت تبدیل شد. هم زمان با تبدیل قرارش به بند 209 منتقل شد و مجددا مورد بازجویی قرار گرفت و سرانجام پس از 5 روز آزاد شد. کارشناسان وزارت اطلاعات به او گفته بودند بازجویی از وی ادامه داردو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/23ساعت 9:37  توسط مریم مالک  | 

نمیتونم که برای نیکزاد ننویسم. برای من که اولین آغوشی که برایم بعد از بیرون آمدن از زندان باز شد و هنوز در شوک بودم اون بود و الان نمیتونم بی تفاوت باشم. وقتی فهمیدم که گرفتنش گفتم ای کاش نمی رفتن اما اتفاقی که نباید میافتاد افتاد. شب اول که فهمیدم وزراست تا صبح نتونستم بخوابم ولی بعدا که جلوه رفت کنارش البته خوشحال نشدم اما خیالم کمی راحت شد چرا که دیدن چهره یک اشنا می تواند قوت قلبی باشد  و عالیه ی عزیزکه می دانم مانند یک مادر دلسوز به آنها رسیدگی می کند. و در اوین رفتار خوبی که زنان زندانی با فعالین اجتماعی دارند. امروز رفتم اوین تا پولم را بگیرم اما انگار گم گشته ای داشتم چند نفر از خانواده های کارگران آنجا بودن مثل یک آدم گیج از آنها سراغ نیکزاد را گرفتم اما آن طفلی ها از خانواده های دربند خود شان بی خبر بودند چه برسد به نیکزاد. عادت داشتم هر روز به وبلاگش سر بزنم اما حالا دیگر هیچ چیز نمی نویسد. روزها سخت می گذرد اما نیکزاد عزیزم بالاخره تموم میشه و من هم آغوشم را برای تو باز خواهم گذاشت اما با لبی خندان. طه ، پوریا، امیر، کاوه و،جلوه و نیکزاد عزیزم برایتان هر روز دعا خواهم کرد تا استوارتر از گذشته زودتر آزاد شوید.

حالا اینها کذب هست یا واقعیت؟

برادران من عادت دارم به نوشتن واقعیات

آخرین خبرها از وضعیت بازداشتی های بند 240 اوین و تلاش خانواده هایشان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/14ساعت 19:11  توسط مریم مالک  | 

تغییر برای برابری - طبق آخرین اخبار رسیده زنان بازداشتی روز جهانی کارگر همچنان در وزرا به سر می برند و مردان را نیز به اوین، کلانتری سنایی و چند کلانتری دیگر منتقل کرده اند. خانواده ها نیز از صبح امروز بی آنکه پاسخی بگیرند در راه بازداشتگاه وزرا، دادگاه انقلاب و کلانتری ها سرگردانند. براساس آخرین اطلاعات مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی جزو بازداشت شدگان هستند.

آخرین خبر از وضعیت فعالان بازداشتی کمپین

در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر با اطلاعی که تاکنون در دست هست، نیکزاد زنگنه، امیریعقوبعلی، کاوه مظفری ، پوریاپوشتاره وطاها ولی زاده بازداشت شده اند. در حالی که خانواده ها پیگیر وضعیت فرزندان بازداشت شده خود بودند ماموران به منزل برخی از بازداشتی ها از جمله کاوه مظفری و امیریعقوبعلی رفتند. آنها پس از بازرسی کامل منزل و ضبط کامپیوتر و کتاب و ونوشته های آنها، جلوه جواهری همسر کاوه مظفری را نیزبازداشت کردند. این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه خانه نبود اما با مراجعه وی به منزل ماموران اجازه ی خارج شدن او از منزل را نداده وبدون داشتن حکم بازداشت او را نیز با خود برده و به وزرا منتقل کردند. مادر جلوه جواهری که هم اکنون در کنار بسیاری از مادران دیگر و مادران کمپینی جنب بازداشتگاه وزرا منتظر ایستاده است می گوید: من خودم کلید داشتم وارد خانه شدم دیدم همه وسایل را جمع می کنندو چندتا ساک چیده اند کنار اتاق.هر چه بود حتی یک کاغذ را هم با خود بردند، مدارک دانشگاه آنها را هم باخودشان بردند. بعد به جلوه گفتند شما هم باید با ما بیایید وبه چند سوال جواب دهید. اما جلوه گفت شما که حکم بازداشت مرا ندارید نمی آیم. آنها هم زنگ زدند و سه مرد گنده آمدند وجلوه را با زور با خودشان بردند. به دست کاوه هم دستبند زده بودند. من دیگر آنقدر عصبانی شده بودم که به آنها گفتم شما به دست آزادی دستبند می زنید.»

بعد از حمله خشونت بار پلیس به تجمع مسالمت آمیز کارگران کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با صدور اطلاعیه ای آزادی سریع بازداشت شدگان راخواستارشد. همچنین کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه 88با صدور اطلاعیه شماره یک خود ضمن محکوم کردن این اقدام غیر انسانی خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیر شدگان شد. جمعی از کارگران ایرانخودرو نیز با اعلام این که برگزاری مراسم روز جهانی کارگر را حق مسلم و بی چون و چرای کارگران می دانیم، سرکوب و دستگیری فعالان کارگری را محکوم کرد و خواهان آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیرشدگان شد.

مرتبط

ادامه خشونت در روز کارگر؛ بازداشت جلوه جواهری و تفتیش شبانه ی منزل برخی از اعضای کمپین

گردهمایی روز جهانی کارگر به خشونت کشیده شد: بازداشت حدود 150 نفر از مردم و فعالان کارگری و اجتماعی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/13ساعت 11:8  توسط مریم مالک  | 

کمپین کالیفرنیا- برنامه اهدای جایزه سراسری حقوق زنان روز ۴ شنبه ۲۹ آپریل در شهر لس آنجلس کالیفرنیا برگزار شد. در این برنامه بنیاد غیردولتی «فمینیست مجوریتی» از کمپین یک میلیون امضا به همراه افراد برجسته دیگری که در زمینه حقوق زنان فعالیت نموده اند قدردانی به عمل آورد

در این برنامه خانم دلورس هورتا، فعال حقوق زنان و کارگران، به معرفی کوتاهی از کمپین یک میلیون امضا پرداخت. وی به تلاش فعالان کمپین در به دست آوردن حقوق برابر و به هزینه هایی که زنان ایرانی در این راه می پردازند اشاره کرد، از جمله خانم عالیه اقدام دوست که در حال سپری کردن حکم سه ساله زندان می باشد. خانم هورتا که خود تا کنون ۲۲ بار توسط پلیس آمریکا به خاطر شرکت در تجمع و اعتصاب های مدنی دستگیر شده است، از استقامت فعالان کمپین با وجود فشارها به عنوان الگویی برای کلیه حاضرین نام برد. خانم هورتا هنگام اهدای جایزه سراسری حقوق زنان از تمامی فعالین کمپین حاضر در برنامه دعوت نمود تا از جای خود برخیزند. روجا بندری و یاسمین منوچهری، دو نفر از فعالین کمپین در کالیفرنیا، گوی بلورین تقدیر که اسم کمپین بر آن حک شده بود را از خانم هورتا دریافت کردند. روجا بندری در ابتدای سخنان خود از خانم هورتا تشکر کرد. وی اضافه کرد که خواست برابری حقوقی برای زنان ایران سابقه ای صد ساله دارد و امروز زنان ایران توانسته اند این خواسته را به یکی از مهمترین موضوعات مطرح در گفتمان عمومی جامعه تبدیل کنند. کمپین یک میلیون امضا توانسته است تعداد زیادی از افراد با دیدگاه ها و گرایش های مختلف را جهت تلاش برای به دست آوردن خواسته مشترک برابری حقوقی فعال سازد. وی در ادامه پشتیبانی و همراهی یک بنیاد مستقل غیر دولتی مانند بنیاد فمینیست مجوریتی (که هدف اجتماعی مشترکی را در کشور خود پیگیری می کند) از زنان ایران را حائز اهمیت دانست و از این بنیاد به خاطر اهدای این جایزه تشکر نمود.

‫فایل صوتی سخنان روجا بندری

در ادامه جوایز سایر افراد برجسته ای که در زمینه حقوق زنان فعالیت نموده اند اهدا شد. به زودی در مورد این برنامه گزارش مفصل تری منتشر خواهد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/13ساعت 11:7  توسط مریم مالک  |