رابطه کمپین یک میلیون امضا با همگرایی بخشی از فعالان جنبش زنان
1 خرداد 1388 - پروین اردلان - نسخه قابل چاپ
تغییر برای برابری - اکنون يک ماه از آغاز به کار ائتلاف برخی از فعالان و گروه های جنبش زنان به نام «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» می گذرد. آنچه مرا وادار به نوشتن در اين باره کرده، بیان نقد و نظراتم درباره این ائتلاف و دلایل عدم شرکتم در آن نیست که در نوشته ای ديگر به آن خواهم پرداخت، بلکه ضرورت شفاف کردن رابطه کمپین یک میلیون امضا با این ائتلاف، فارغ از مخالفت یا موافقتم با آن است.
آنچه برای من به عنوان یکی از فعالان جنبش زنان در کمپین یک میلیون امضا پرسش برانگيز است و مبهم؛ چگونگی رابطه بین کمپین و همگرایی از منظر تدوین کنندگان و آغازگران این همگرایی است . چرا که دعوت کنندگان به این همگرایی گوئی به عمد یا سهو کوشیده اند کمپین را به «این همانی» با همگرایی، یا نوعی انتقال فاز «از کمپین به همگرایی» و يا «گروه و دسته و تشکیلات کمپین در همگرایی» تقلیل دهند. توجه علاقه مندان را به مصداق هایی از این دست جلب می کنم.
کمپین در همگرایی
در نخستین نشست مطبوعاتی همگرایی خانم پروین بختیار نژاد در گزارشی که از این نشست در نشریه اینترنتی روزآنلاین می دهد می نویسد:« فرزانه طاهري ... به نمايندگي از کمپين يک ميليون امضا، پيوستن به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان را خواسته ي جدي جنبش زنان اعلام کرد.» [1]
پرسش : مگر کمپین تشکل و گروه است که بخواهد نماینده تعیین کند؟
خانم مریم محمدی خبرنگار رادیو زمانه در گفتگو با شهلا لاهیجی از وی می پرسد :«خانم لاهیجی، در بین سازمانها و نهادهای امضا کنندهی بیانیه، نام «کمپین یک میلیون امضا در قم»، دیده میشود و اسم کمپین به طور کلی در اینجا نیست. آیا این به این معنا است که «کمپین یک میلیون امضا» در کلیت خود، مدافع این بیانیه نیست؟» و خانم لاهیجی در پاسخ می گوید:« نه، اعضای کمپین تهران هم همه بودند. ممکن است اسم آنها از قلم افتاده باشد. ولی همهی اعضای آن حاضر بودند. احتمالاً بعداً اسم آنها هم خواهد بود.» [2]
پرسش اينجاست : آیا همه اعضای کمپین به حاضران در جلسه همگرایی محدود هستند؟ از این منظر کمپین یک گروه حقیقی است یا شخص حقیقی ؟
این ماجرا بازهم ادامه می یابد خانم مینو مرتاضی نیز در گفتگو با رادیو فردا در پاسخ به طرف مباحثه خانم شفیق می گوید:«محدود کردن جنبش زنان به جنبش کمپین و محدود کردن مطالبات آن به یک مطالبه، تقلیلگرایی جنبش زنان است. به علاوه سردمداران کمپین این را امضا کردهاند و مطالبات حداقلی و حداکثریشان هم لغو کلیه اشکال تبعیض است ...» [3]
پرسش اينجاست: آیا برخی از نخستین امضا کنندگان بیانیه کمپین یا به تعبیر خانم مرتاضی سردمداران کمپین ، حق آب و گل و تعمیم دادن نظرات خود را به کل کمپین دارند؟ مگر کمپین حزب سیاسی است که پیرو نظر سردمدارانش آن هم در ائتلاف دیگری با هدف دیگری غیر از کمپین صاحب نظر کمپین باشند؟
بعد هم قیاس دو حرکت کمپین و همگرایی با تقلیل کمپین به یک «مطالبه در جنبش زنان» بدون در نظر گرفتن رابطه دو حرکت، جنس مطالبه و روش دستیابی به مطالبات، ساده انگاری سیاسی از آن نوعی است که هرچه مطالبه را «حداکثری تر» بداند، باید «مهم تر» و «سیاسی تر» باشد.
جالب تر از همه اظهارات منصوره شجاعی از دعوت کنندگان به این ائتلاف است. او در گفتگو با برنامه زن امروز /صدای امریکا با اشاره به تجمع 1384 در برابر دانشگاه تهران و در فضای انتخاباتی – و با پرش از روی 22 خرداد 1385 - نتیجه می گیرد که حاصل آن تجمع و استفاده از عرصه انتخاباتی، تولد کمپین یک میلیون امضا و حاصل کمپین یاد گرفتن فعالیت مدنی برای خواست مطالبات از کانال های مردمی و مخاطب قرار دادن دستگاه های قانون گذار شد...
وی با این مقدمه ادامه می دهد: «حرکت کمپین جنبش زنان را آماده می کرد برای این که خودش را به سمت و سوی مطالباتش آزموده کند. وقتی این فضای انتخابات پیش آمد گروه هایی از جنبش زنان به این فکر افتادند که با توجه به فشارهایی که در این دوران 4 سال بر فعالان کمپین آمده است، با توجه به دستگیری ها و فشارها، حالا باید یک حرکت جدید را رو کنیم و یک تاکتیک جدید را . حالا مطالباتمان را با یک تاکتیک جدید و هوشیاری جدید مطرح کنیم. ما وارد تبلیغ انتخاباتی نشدیم که نهایتا پشت موسوی یا کروبی قرار بگیریم... ما از فضایی استفاده کردیم که مطالبتمان را مطرح کنیم. فضایی که همه نیروهای اجتماعی در آن حساس هستند وقتی حساس می شوند پیام را می گیرند و وقتی تمام بچه های ما تحت فشارند باید راه های جدید برای بحث مطالبات مان پیدا کنیم ...» [4]
پرسش اين است : آیا به تعبیر وی بايد بپذيريم که همگرائی دنباله کمپين يک ميليون امضاست ؟ باید از همگرایی ممنون هم باشیم که به خاطر «بچه هایی که تحت فشارند» به طرح مطالبات از کاندیداها می پردازند و لابد «به نمایندگی» از کمپین؟
کمپین گروه و حزب و دسته و تشکیلات نیست
کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز همان طور که از اسم آن بر می آید حرکتی است مطالبه محور برای طرح مطالبات حقوقی مشخص و تلاش برای تغییر این قوانین از طریق جمع آوری آمضا و ارتباط چهره به چهره. امضا کنندگان آغازین اين کمپين که من هم در زمره آنان بودم 54 نفر بودند با گرایش های گوناگون فکری و عقیدیتی و سیاسی نه گروه و حزب و دسته و رده و ...، آنها فقط آغازگران و یا بنیانگذاران این حرکت بودند ونه صاحبان و متولیان آن. شاید پیش بینی گسترش این تلاش افقی آن هم در جامعه مردسالار و تمامیت خواهی که تمامی شریان های تنفسی فرهنگ، قانون و مناسبات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را اشغال کرده – آن هم در شرایطی که عمر روزنامه ها از انتشار تا توقیف به یک روز هم نمی رسد - چندان آسان نمی نمود؛ و نه برای فعالان جنبش زنان و نه برای دستگاه اطلاعاتی امنیتی، انتظار دوام آن نمی رفت. اما دوام آورد و راه خود بازنمود.
اما تلاش برای تقلیل کمپین یک میلیون امضا به گروه و ایجاد ساختار نمایندگی و تصمیم سازی برای آن، تاکنون به شکل های گوناگون از سوی برخی از فعالان کمپین مطرح شده است.وقتی کمپين جایزه سیمون دوبووار را از آن خود کرد نمی دانستيم چه کسی را برای دریافت آن بفرستیم و برای دریافت یا عدم دریافت مبلغ نقدی جايزه چه تصمیمی بگیریم . اين پرسش مطرح شد که اساسا برای تصمیم گیری در کمپین چه کنیم. به زعم برخی باید برای دريافت جایزه مان ساختار تصمیم گیری می ساختیم! فرصتی طلایی برای سازمان سازی از کمیپن!
ادامه مطلب